ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1247
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بر فاعل دلالت كند و نصب بر مفعول . و خواه بر عكس . . . و بلكه قرائن كلام اعراب آخر كلمه را نشان ميدهد چنان كه اين امر در زبان اين قوم وجود دارد . بنابر اين دلالت بر حسب آن چيزى است كه صاحبان ملكهء زبان آن را مصطلح ميكنند و از اين رو هر گاه اصطلاحى در ملكه شناخته شود و شهرت يابد آن وقت دلالت صحيح خواهد بود و هر گاه اين دلالت با مقصود و مقتضاى حال مطابقت كند بلاغت درست خواهد بود و بهيچرو لازم نيست قوانين نحويان را در اين باره معتبر شمرند . و در اين گونه اشعار آنان اسلوبها ( سبكها ) و فنون شعر بجز حركات اواخر كلمات موجود است . از اين رو آخر بيشتر كلمات ايشان ساكن است و در نزد آنان فاعل از مفعول و مبتدا از خبر بقرائن كلام باز - شناخته مىشود نه بحركات اعراب ، چنان كه از اين گونه اشعار ايشان قطعهاى است از گفتار شريف بن هاشم كه بر هجران جازيه بنت سرحان گريه و زارى مىكند و از سفر كردن وى با خاندانش بسوى مغرب سخن ميگويد : [ 1 ] شريف ابو الهيجا بن هاشم ، دربارهء حال قلب خود ( كه پر از غم است ) چنين
--> [ 1 - ) ] ابن خلدون در اين فصل نمونههاى بسيارى از اشعار شاعران مغرب يا اصمعيات نقل كرده است كه در نسخ چاپى و نسخهء خطى « ينى جامع » اختلافات فراوان ميان الفاظ ابيات مذكور ديده مىشود بحديكه معانى ابيات در بسيارى از موارد با هم تفاوت فاحش پيدا ميكنند و گذشته از اين اشعار مزبور به زبان عربى مغرب است كه بگفتهء خود ابن خلدون خواه از لحاظ اعراب و خصوصيات صرف و نحوى و خواه از نظر لغوى و اصطلاحات محلى با زبان عربى مشرق تفاوت دارد و از همه مهمتر در اشعار مزبور مضامين بكر و معانى بلند كمتر يافت مىشود و از مقايسهء آنها با آثار شاعران پارسى زبان ميتوان چنين نتيجه گرفت كه از نظر انديشه و فكر بلند همپايهء پستترين طبقهء شعر پارسى قرار ميگيرند و اما از لحاظ بلاغت كه ابن خلدون بر خلاف نظريهء دانشمندان و عالمان ادب اشعار مزبور را بليغ ميشمرد ، متأسفانه بر فرض استدلال وى را صحيح بدانيم ، در ترجمهء آن بلاغت از ميان ميرود . بنابر اين براى آگاهى خوانندگان از مضامين اشعار مزبور نخستين قصيدهء آن كه بيست بيت است بطور كامل ترجمه شد و در اين ترجمه مخصوصا به علت اختلاف نسخ و ديگر عللى كه يادآورى شد ترجمهء دسلان بيشتر مورد استفاده و اعتماد واقع گرديد و در ترجمهء بيست بيت مزبور دانشمند گرامى آقاى دكتر هشترودى استاد عاليمقام دانشگاه مرا رهين يارى خويش فرموده اند . عناوين و مطلع بقيهء ابيات نيز پس از مقابله با نسخهء خطى « ينى جامع » از ترجمهء دسلان به فارسى برگردانده شده است و در اين قسمت دوست ارجمندم آقاى محمد جعفر محجوب از بذل يارى دريغ نفرمودهاند .